محیا جونمحیا جون، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره
مامان مینامامان مینا، تا این لحظه: 35 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره
بابا احمدبابا احمد، تا این لحظه: 42 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

محیا هدیه ی آسمونی

آتلیه ی چهار ماهگی...

سلام شیرین مامان. از عکاست خواستم  تموم عکساتو حتی اونایی رو که چاپ نکردمو واسم بریزه تو فلش تا من بتونم واست بزارم. اینم از عکسا.   خخخخخ خوابت میومد گریه میکردی                   الهی قربونت برم اینتو جا نمیشدی         ماه پیشونیه من           خوشگل مامانی                     قربونت برم که اینقد خوش عکسی  بوووووووس   ...
8 ارديبهشت 1394

خوابای خوب ببینی عزیزم....

سلام آبنباتم.تو این پست میخوام یه چند تا عکس از مدل خوابیدنت واست بزارم که تو این چهار ماه ازت گرفتم.   اینجا اول خندیدی     اما بعدش اینجوری شدی     اینم یکی دیگه             الهی قربونت برم شرمنده اگه عکسام کیفیت نداشت.ناز بخوابی نازدونه.بووووووووووووووس ...
7 ارديبهشت 1394

واکسن 4ماهگی...

سلام یدونه ی مامانی.به سلامتی و خیر وخوشی واکسن 4 ماهگیتو  تو تاریخ 5 اردیبهشت زدیم و به خیر گذشت و تب نکردی .واکسن 2 ماهگیتم همینطور بی دردسر گذشت.وزنت 6300 و قدت هم 62 سانتی متر بود که خداروشکر نرمال بود.واکسن بعدی واسه 3 تیره که واکسن 6 ماهگیته.ایشالا بقیه ی واکسنات هم به خوبی و خوشی بگذره.همیشه سالم باشی .بووووووووووس    
6 ارديبهشت 1394

پایان ماه چهارم و ورود به ماه پنجم...

سلام قند وعسلم. به سلامتی امروز چهار ماهت تموم شده و وارد ماه پنجم از زندگیت شدی. ایشالا 120 ساله شی عزیزم. قرار بود هر ماه ببرمت آتلیه ولی به خاطر سردی هوا نشد چون داخل اکثر آتلیه ها سرد بود و مناسب شما نبود. اما بالاخره هوا گرم شد و من موفق شدم شمارو واسه پایان چهار ماهگیت ببرم آتلیه. اینم عکسات که امروز آماده شد.    همیشه تندرست باشی ناز گلم ...
3 ارديبهشت 1394

خرید لباس واسه ناز گل...

  سلام خوشگل مامان عروسک نازم. گفته بودم که دومین سفرت به تهران خونه ی عمه جون بود که دست پر برگشتیم  کلی خرید کردم واست. لذت بخشترین کار دنیا  واسم اینه که خرید کنم اونم واسه ی یه همچین دختری. اینقد صورت ماهی داری که دستم تو انتخاب رنگ لباس حسابی بازه و همه ی رنگا بهت میادا. الهی فدای دختر مخملیم بشم. اینم عکس خریدات. البته ناگفته نماند پیشاپیش با چند تاشون ازت عکس انداختم.  اولیش یه کاپشن شلوار سته که مخمله  ا اینم پیراهنای خنک تابستونی                            مبارکت باشه عزیزم   ...
30 فروردين 1394

وقتی مامان حس عکاسیش بیاد...

سلام ملوسکم. امروز یهویی حس عکاسیم گل کرد و شما هم که بهترین و زیباترین سوژه ی عکسی واسه همین چندتا از لباساتو تنت کردم و عکس انداختم  ازت. البته ناگفته نماند شمام خیلی خانم بودی و حسابی همکاری کردی باهام الهی فدات شم.  ...
29 فروردين 1394